قالب وبلاگ



سرای پارسبانان
وبلاگ تاریخ و ادبیات ایران 
پيوندهای روزانه

 

 راز واژگونى تخت و تاج شاه ظالم

پادشاهى نسبت به ملت خود ظلم مى کرد، دست چپاول بر مال و ثروت آنها دراز کرده ، و آنچنان به آنان ستم نموده که آنها به ستوه آمدند و گروه گروه از کشورشان به جاى دیگر هجرت مى کردند، و و غربت را بر حضور در کشور خود ترجیح دادند. همین موضوع موجب شد که از جمعیت بسیار کاسته شد و محصولات کشاورزى کم شد و به دنبال آن مالیات دولتى اندک ، و اقتصاد کشور فلج ، و خزانه مملکت خالى گردید.
ضعف دولت او موجب جراءت دشمن شد، دشمن از فرصت بهره گرفت و تصمیم گرفت به کشور حمله کند و با زور وارد مملکت شود:
 

هر که فریادرس روز مصیبت خواهد
 

گو در ایام سلامت به جوانمردى کوش
 

بنده حلقه به گوش ار ننوازى برود
 

لطف کن که بیگانه شود حلقه به گوش
 

در مجلس شاه ، (چند نفر از خیرخواهان ) صفحه اى از شاهنامه فردوسى را براى شاه خواندند، که در آن آمده بود:
((تاج و تخت ضحاک پادشاه بیدادگر (با قیام کاوه آهنگر) به دست فریدون واژگون شد. )) (تو نیز اگر همانند ضحاک باشى ، نابود مى شوى .)
وزیر شاه از شاه پرسید: آیا مى دانى که فریدون با اینکه مال و حشم  نداشت ، چگونه اختیاردار کشور گردید؟
شاه گفت : چنانکه (از شاهنامه ) شنیدى ، جمعیتى متعصب دور او را گرفتند، و او زا تقویت کرده و در نتیجه او به پادشاهى رسید.
وزیر گفت : اى شاه ! اکنون که گرد آمدن جمعیت ، موجب پادشاهى است ، چرا مردم را پریشان مى کنى ؟ مگر قصد ادامه پادشاهى را در سر ندارى ؟
 

همان به که لشکر به جان پرورى
 

که سلطان به لشکر کند سرورى
 

شاه گفت : چه چیز باعث گرد آمدن مردم است ؟
وزیر گفت : دو چیز؛ 1- کرم و بخشش ، تا به گرد او آیند. 2- رحمت و محبت ، تا مردم در پناه او ایمن کردند، ولى تو هیچ یک از این دو خصلت را ندارى :
 

نکند جور پیشه  سلطانى
 
که نیاید ز گرگ چوپانى
 
پادشاهى که طرح ظلم افکند
 
پاى دیوار ملک خویش بکند
 

شاه از نصیحت وزیر خشمگین و ناراحت شد، و او را زندانى کرد. طولى نکشید پسر عموهاى شاه از فرصت استفاده کرده و خود را صاحب سلطنت خواندند و با شه جنگیدند، مردم که دل پرى از شاه داشتند، به کمک پسر عموهاى او شتافتند و آنها تقویت شدند و براحتى تخت و تاج شاه را واژگون کرده و خود به جاى او نشستند، آرى :
 

پادشاهى کو روا دارد ستم بر زیر دست
 
دوستدارش روز سختى دشمن زورآور است
 
با رعیت صلح کن وز جنگ ایمن نشین
 
زانکه شاهنشاه عادل را رعیت لشکر است
[ ۱۳٩۱/٥/٢۸ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ حبیب کولیوند ]

صادق هدایت در روز سه شنبه 28 بهمن 1281 در تهران متولد شد. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضاد الملک) فرزند جعفر قلی خان هدایت (نیرالملک) و مادرش خانم عذری - زیورالملک هدایت دختر حسین قلی خان مخبر الدوله بود.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/٢۳ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ حبیب کولیوند ]

حکیم ابولقاسم فردوسی بدون شک بزرگترین شاعر پارسی گوی تاریخ ایران است. چرا که اگر زحمات این عزیز بزرگوار نبود تا کنون چیزی از زبان پارسی باقی نمانده بود.

در روزگاری که دانشمندان ایرانی بیشتر آثار خود را به زبان عربی تالیف می کردند و واژه های اصیل پارسی یکی پس از دیگری جای خود را به کلمات عربی میداد حکیم بزرگ ابولقاسم فردوسی با سختی بسیار این اثر ماندگار را که مایه ی فخر ایرانیان است خلق کرد به گونه ای که هم از فراموش شدن بسیاری از لغات فارسی پیشگیری کرد و هم تاریخ فرهنگ و تمدن ایران را برای جهانیان به نظم کشید.

همچنان که می فرماید:

         پی افکندم از نظم کاخی بلند                        که از باد و باران نیابد گزند


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۱٠ ] [ ٦:٤٠ ‎ب.ظ ] [ حبیب کولیوند ]

با سلام بر ادب دوستان گرامی

به مناسبت سالروز بزرگداشت سهروردی معروف به شیخ الاشراق  مصادف با 7 مرداد خلاصه ای از زندگانی این شاعر زنجانی رو براتون گذاشتم.

در ادامه میتونید زندگی نامه ی این شاعر بزرگ رو مطالعه کنید.



ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٥/۱ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ حبیب کولیوند ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حبیب کولیوند :اهل شهرستان دره شهر- دانشجوی رشته ی محیط زیست - رحیمه رضایی: اهل شهرستان باغملک - دانشجوی رشته ی محیط زیست
صفحات اختصاصی
RSS Feed