قالب وبلاگ



سرای پارسبانان
وبلاگ تاریخ و ادبیات ایران 
پيوندهای روزانه

با سلام بر ادب دوستان گرامی

به مناسبت سالروز بزرگداشت سهروردی معروف به شیخ الاشراق  مصادف با 7 مرداد خلاصه ای از زندگانی این شاعر زنجانی رو براتون گذاشتم.

در ادامه میتونید زندگی نامه ی این شاعر بزرگ رو مطالعه کنید.



دوران مکتب خانه
شهاب الدّین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی در سال 549 ق در روستای "سُهرَوَرْد" نزدیک شهر زنجان متولّد گردید. سهرورد که از قدیم، برزگران دانش دوستی را در خود جای داده بود، ساکنان آن علاقه وافری به علم داشتند. آنان با این که زراعت می کردند فرزندان خود را برای فراگیری علم به مکتب می فرستادند. سهروردی خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت، آموزگارش به پدر شهاب الدّین گفت: پسر تو دارای استعداد فراوان می باشد. حیف است که این استعداد در این روستا از بین برود. این پسر را به مراغه بفرست تا در آن جا تحصیل کند و من پیش بینی می کنم که اگر این پسر تحصیل نماید، یکی از علمای بزرگ خواهد شد. پدر شهاب الدّین به گفته آموزگار عمل کرد و پسرش را به مراغه که در آن روزگار از شهرهای بزرگ ایران بود، فرستاد.
مهاجرت در پی علم اندوزی
شهاب الدّین سهروردی، پس از پایان مکتب از سهرورد به مراغه رفت و مقدمات علوم را در این شهر که در آن روزگار مرکز مهم علمی محسوب می شد، نزد "مجدالدّین جیلی" فراگرفت. وی پس از استفاده از استادان حوزه مراغه، برای تکمیل مراتب علمی به سوی اصفهان رهسپار شد. آن زمان در حوزه علمیه اصفهان استادی به نام "ظهیرالدین قاری" تدریس می کرد. شهاب الدّین سهروردی، تمام علوم آن زمان را نزد وی فرا گرفت و در سن شانزده سالگی از استاد بی نیاز شد. وی در تحصیل علم، استعدادی هم چون ابن سینا از خود نشان داد. اگر ابن سینا در هیجده سالگی از استاد بی نیاز گردید؛ سهروردی در شانزده سالگی علوم رایج زمان خود را به پایان رساند.
سفر به سرزمین های اسلامی
شهاب الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق بعد از اتمام تحصیلات رایج آن زمان، شروع به مسافرت در سرتاسر سرزمین های اسلامی کرد. وی با مشایخ صوفیه ملاقات ها کرد و از تعالیم آن ها بهره ها گرفت. شیخ اشراق اوقات بسیاری را به تفکر و نیایش می گذراند. در همین زمان بود که از مناطق آناتولی و سوریه عبور کرد و علاقه وافری به شهرهای این دو کشور پیدا کرد. در یکی از سفرها، بین راهِ دمشق به حلب، ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی فرمان روای مشهور عثمانی را ملاقات کرد. ملک ظاهر، که سخت شیفته شهاب الدین شده بود، از او خواهش کرد که در قصر وی ماندگار گردد. شهاب الدین خواهش ملک ظاهر را پذیرفت و در قصر وی حل اقامت انداخت. پس از آن شیخ اشراق با علمای آن دیار مناظره و مباحثه می کرد، به طوری که در هر مناظره طرف مقابل پس از قبول نظر ایشان، بمقام علمی او اعتراف می کرد.
ویژگی های سهروردی
کرامات بسیاری به سهروردی نسبت داده شده، و افسانه های بسیاری از قدرت خارق العاده او ذکر کرده اند. سیمای او تمام معاصرانش را شیفته خود کرده بود. نقل می کنند چهره ای نورانی محاسن زیبا و موهای پریشان داشت و چشمان نافذش نزد همگان معرّف تیزهوشی بود. او به آراستگی کلام خود بیشتر می پرداخت تا به لباسش؛ گاهی مانند صوفیان لباس پشمین بر تن می کرد. زندگی کوتاه و غم انگیز او شباهت بسیاری به زندگی منصور حلاّج و عین القضات همدانی داشت. شیخ اشراق همواره سخنان حلاّج را نقل می کرد و بعدها قدم در مسیر زندگی عین القضات، عارف و شاعر صوفی مسلک، نهاد.
مرگ شهاب الدین سهروردی
شیخ اشراق سهروردی پس از مدتی اقامت در قصر مَلک ظاهر، پسر صلاح الدّین ایوبی، مورد بی مهری مقامات مذهبی واقع شد. آنان برخی از اظهارات سهروردی را برای اسلام خطرناک دانسته و مرگ او را خواستار شدند. پس از مخالفت ملک ظاهر با خواسته آنان، مقامات مذهبی عریضه ای به نزد صلاح الدّین ایوبی فرستادند. صلاح الدّین در این مورد پسرش را تهدید به عزل یا پیروی از خواسته رهبران دینی کرد. به این ترتیب شهاب الدین سهروردی در شهر حلب زندانی گردید و در سال 587 ق (مطابق با 1191 م) در 38 سالگی و بنا بر نقلی او را در زندان خفه کردند.
شیخ اشراق بی پروا و آزاده
در دوره ای که شیخ اشراق سهروردی در آن زندگی می کرد، افرادی که با آن ها مأنوس بود خالی از تعصب نبودند و چون شیخ اشراق اندیشمندی آزاده و دارای استقلال فکر و اندیشه بود، در بیان تفکرات خود بی پروا و متهور عمل می کرد و همین عملکرد او موجب گرفتاری اش گردید.
نورالدین عاروینی، از علمای معاصر و دوست سهروردی، پس از کشته شدن او به یاران خویش می گوید: "من در عمرم کسی را به ذکا[وت] و هوش و فراست شهاب الدین ندیدم و لیکن به واسطه تهور و بی مبالاتی در سخن، بر او بیمناک بودم و آنچه حدس می زدم واقع شد".
سهروردی شیخ اشراق و سهروردی پیرو
بعضی از علمای رجال از قبیل صاحب "طَبَقات الاطبا" و "رَوضات الجنات" در مورد سهروردی دچار اشتباه شده اند؛ زیرا سهروردی در تاریخ به سه نفر اطلاق می شود:
نخست "شهاب الدین عمر بن محمد" که از نوادگان ابوبکر خلیفه نخستین است و "عوارف المحارف" و "اشف النصایح" از تألیفات وی می باشد و در بغداد در نزد "ناصر" خلیفه عباسی جایگاهی داشته و در سال 632 ق وفات یافته است.
دوم ابوالنجیب سهروردی که عموی شهاب الدین عمر می باشد که او نیز در تصوف تألیفاتی دارد.
سوم شهاب الدین یحیی بن حبش ایرک سهروردی است که شخصیت مورد نظر می باشد که بنا بر قول صحیح در سال 587 ق در شهر حلب به قتل رسید. عجیب این است که شهاب الدین عمر سهروردی که بعضی او را با شیخ اشراق اشتباه می گیرند چند کتاب در رد فلسفه نوشته است که "کشف القبایح الیونانیه" از آن جمله است. این سهروردی در واقع پیرو و مروج اندیشه ها و مکتب شیخ اشراق بوده است، نه بانی مکتب اشراق.
سیر و سلوک شیخ اشراق
شیخ اشراق سیر و سلوک معنوی را از صوفیان آموخت. وی کشف و شهود و ذوق را بر عقل مقدم می دانست. در آن زمان مشاییان (ارسطوییان) بر فلسفه اسلامی مستولی بودند. در میان ارسطوییان علم حضوری جایگاهی نداشت، هرچند که، گاهی در پاره ای از آثار فیلسوفانی چون فارابی به علم حضوری اشاره شده است، اما علم خداوند به عالم را نیز اینان حصولی می دانستند. شیخ اشراق سهروردی دریافت، که نه تنها روح اسلامی با این گونه تفکر بیگانه است، بلکه حکمت انسی ایرانیان باستان نیز، بر توجه به ظهور انوار عقلی و لمعان و فیضان آن ها ـ که همان عقل حضوری (مینوی خود) می باشد ـ متمرکز بوده است. آنها اشراق و شهود را اساس دانش بشر تلقی می کردند. در حکمت اشراق، ادراک وجود به نوعی شهود عارفانه حاصل می شود، نه به برهان و دلیل عقلی و دین دانش را دانش ذوقی می گویند نه دانش بحثی.
آثار شیخ اشراق
با وجود عمر کوتاه و پرماجرای شیخ اشراق، آثار متعددی از ایشان به جای مانده است. تعدادی از آنها ناپدید شده و چند اثر ایشان به چاپ رسیده است؛ دیگر آثار او به صورت نسخه های خطی در کتابخانه های ایران، هند و ترکیه موجود می باشد. آثار او بر خلاف کتاب های ابن سینا و غزالی، هرگز به زبان های خارجی ترجمه نشده به این دلیل هیچ گاه آثار وی در دنیای غرب به خوبی معرفی نگردیده است. اما معروفیّت او در شرق، کم تر از ابن سینا نمی باشد، و هیچ کتابی در تاریخ فلسفه اسلامی کامل نخواهد بود، مگر این که از سهروردی و مکتب فکری اش نام برده باشد.
رساله های شیخ اشراق
حدود پنجاه عنوان از آثار سهروردی از طریق تواریخ و تذکره های گوناگون به دست رسیده است که می توان آنها را به پنج گروه زیر تقسیم کرد:
1. چهار رساله بزرگ تعلیمی، که سه رساله آن درباره فلسفه مشایی ارسطو می باشد و رساله چهارم به حکمت اشراقی محض پرداخته است. تمام این آثار به زبان عربی نوشته شده است.
2. رساله های تعلیمی کوتاه؛ چون: هیاکل النور، الالواح العمادیه، پرتونامه، اعتقاد الحکما، اللمعات، یزدان شناخت و بُستان القلوب. این رساله ها شامل توضیح هایی است درباره مسایل مورد بحث در رساله های بلند ایشان. تعدادی از این آثار به زبان عربی و برخی به فارسی است.
3. حکایت های ساده که به زبان رمزگونه نوشته شده است و معرّف سیر و سلوک از مرحله نفس تا مرحله اشراق است. بیشترِ این رساله های کوتاه به زبان فارسی نوشته شده و عبارت اند از: عقل سرخ، آواز پَر جبرییل، الغربة الغربیه، لغت موران، رساله فی حالات الطفولیه، روزی با جماعت صوفیان، رساله فی المعراج و صفیر سیمرغ.
4. تفسیرهای متون قدیمی فلسفه و قرآن کریم مانند ترجمه رسالة الطیر ابن سینا به فارسی، تفسیر اشارات و تنبیهات ابن سینا و رساله گم شده فی حقیقة العشق در شرح رسالة العشق ابن سینا و تفسیر آیاتی از قرآن و حدیث.
5. ستایش ها، مناجات های سهروردی.
سابقه تاریخی حکمت اشراقی
از لحاظ تاریخی، حکمت اشراقی به مابعدالطبیعه پیش از ارسطو مربوط است. جرجانی در کتاب تعریفات، اشراقیون را از جمله فیلسوفانی می داند که استادشان افلاطون می باشد.
عبدالرزّاق کاشانی، در شرح خود بر فصوص الحکم ابن عربی می نویسد که اشراقیون از سلاله "شیث"اند. ابن وحشیه در الفلاحة النبطیه اشراقیون را طبقه ای از کاهنان مصری می داند، که فرزندان خواهر "هرمس" بوده اند. سهروردی در مطارحات می نویسد که، حکمت اشراق متاثر از ما بعد الطبیعه موبدان ایران قدیم، بوده است. فیثاغورث و افلاطون از جمله ی حکمای یونان بودند که تحت تاثیر این حکمت قرار گرفتند و سرانجام ذوالنون مصری و بایزید بسطامی وارثان این حکمت گردیدند.
نور در نگاه شیخ اشراق
شهاب الدین سهروردی در مدت تحصیل استنباط کرده بود، که موجودات دنیا از نور به وجود آمده اند و انوار آنها به یکدیگر می تابد و آن تابش متقابل را "اشراق" خواند. او می گفت جهان جُز نورهایی نیست، که یکی بر دیگری می تابد. بعضی از نورها قوی است و بعضی ضعیف و پاره ای از نورها رقیق است و برخی تراکم دارد. همان گونه که نورهای قوی بر نورهای ضعیف می تابد، نورهای ضعیف هم بر سوی انوار قوی تابش دارد. در جهان چیزی نیست که نور نباشد و بر نور دیگر نتابد و انسان هم که یکی از موجودات جهان است نور می باشد.
دانایان از دیدگاه سهروردی
از دیدگاه سهروردی عالمان چهارگروه می باشند:
1. حکیم الهی کسی که هم با فلسفه بحثی، مثل فلسفه ارسطویی و هم با معرفت خفی آشنایی دارد. سهروردی فیثاغورث، افلاطون و خود را از این گروه می داند.
2. حکیمی که خود را با فلسفه بحثی دیگر نمی کند و فقط به معرفت خفی قانع است. مانند حلاج بسطامی و تستری.
3. فیلسوفی که با فلسفه بحثی آشنایی دارد و نسبت به معرفت خفی بیگانه است مانند فارابی و ابن سینا.
4. کسی که طالب علم است، ولی هنوز به مقامی از علم نرسیده است.
برتر از همه مراتب علمی و روحانی "قطب" یا "امام" قرار دارد، که سر سلسله مراتب روحانی است و دیگران همانند نمایندگان وی هستند.
میزان تاثر آثار شیخ اشراق
از مهم ترین تفسیرهایی که بر مکتب و آثار شیخ اشراق نوشته شده است، می توان به مواردی چون تفاسیر شمس الدین سهروردی و قطب الدین شیرازی در قرن هفتم، وَدُود تبریزی در قرن دهم و تفسیر ملاصدرا بر حکمة الاشراق در قرن یازدهم اشاره کرد. از دیگر تفسیرها تفاسیر شهردوزی، ابن کمونه و علامه حلّی در قرن هفتم و هشتم بر تلویحات. و تفاسیر جلال الدین دوانی در قرن نهم و ملا عبدالرزاق لاهیجی در قرن یازدهم بر هیاکل النور شیخ اشراق می باشد. این تفاسیر و بسیاری دیگر گنجینه ای گران قدر از حکمت اشراقی عرضه می کند که بر بسیاری از فلاسفه، متکلمین و عارفان از خواجه نصیرالدین طوسی و دوانی گرفته، تا میرداماد، ملاصدرا، شیخ احمد احسایی و حاج ملاهادی سبزواری، تاثیر نهاده است.
بنابراین حکمت اشراقی را یکی از بارزترین مکتب های تأثیرگذار بر تعقل شرقی در قرون گذشته می توان نام برد. از آن جایی که مکتب اشراق دارای فلسفه های واقع گراست، حیاتی ابدی یافت و چون به بیان حقیقت می پردازد، دارای چنان نشاط و عینیت است، که امروز نیز چون گذشته یکی از مکتب های مطرح می باشد.

 

[ ۱۳٩۱/٥/۱ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ حبیب کولیوند ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

حبیب کولیوند :اهل شهرستان دره شهر- دانشجوی رشته ی محیط زیست - رحیمه رضایی: اهل شهرستان باغملک - دانشجوی رشته ی محیط زیست
صفحات اختصاصی
RSS Feed